ناظم الاسلام كرمانى

355

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

جماعت كثيرى هم به نمسا و هندوستان مهاجرت نمودند و در آنجا بمدارج عاليه نايل آمدند بالجمله اين طايفه در هر مملكتى نام نيكى به خود جلب نموده و خود را محبوب اهالى آن مملكت نمودند تا آنكه در زمان سلطان عبد الحميد پادشاه عثمانى طرف سوءظن دولت واقع شده سلطان عبد الحميد حكم به طرد و نفى و قتل آنها داد هريك كه توانستند خود را به طرف و گوشهء انداخته عدهء هم بايران آمدند از آن جمله در عداد مهاجرين يكى پرنس داديان بود كه نگارنده آنچه را كه از او شنيده به اين رشته وصل مىكند . موسى بيك گرد برادر بحرى پاشا حاكم اسكندار پس از مراجعت از فرانسه كارهاى زشت و فضيع از قبيل قتل و نهب و بىناموسى و غيرها را دربارهء ارامنهء كه در اسكندار متوطن و مشغول زراعت و فلاحت و تجارت بودند هروقت كه بعزم شكار سوار ميشد هرگاه شكارى هدف گلولهء او نميشد يكى دو تا از اطفال ارامنه را هدف گلوله مينمود ارامنه عرايض تشكّى و تظلم به آستانهء سلطان عبد الحميد عرض و ارسال داشته مفيد نيفتاد تا آنكه بتوسط قونسولهاى خارجه متظلم و شاكى شدند از سدهء سنيهء خلافت امر باحضار موسى بيك صادر گرديد كه در اسلامبول او را بتحت محاكمه درآورند و نود و شش نفر شاهد از مسلمانان و ارامنه با او وارد اسلامبول گرديدند حمايت بحرى پاشا و معاونت اجزاء خلوت پادشاهى و حارسين سلطان امر را مشتبه نمود سلطان عبد الحميد از پرنس داديان كه آدم بيغرض و امينى بود و محل اعتماد سلطان راپورت اين امر را خواست پرنس داديان راپورت را اين‌طور داد كه امروز طايفهء ارامنه در مملكت عثمانى پراكنده و در زراعت و تجارت و خدمت بدولت مشغول براى خاطر يكنفر ظالم اگرچه برادر بحرى پاشا باشد شايسته نيست جمعى را از معدلت سلطان مأيوس كرد هرگاه معدلت سلطان موسى بيك را مجازات و كيفر ندهد ارامنه شورش خواهند نمود . . . در اين اثنا پرنس داديان براى فوت مادر زن خود ( كنتس ) مسافرت به اطريش نمود در غياب او امر موسى بيك منقلب گرديد ظالم خادم بقلم رفت نود و شش نفر شهود را شاهد زور دانستند حكم مجازات دربارهء شهود صادر گرديد بحرى پاشا برادر خود موسى بيك را با چهل نفر سوار به طرف كوتاهيه حركت داد ارامنه از سلطان مأيوس گرديدند تشكيل كميته‌ها و انجمنهاى سرى دادند كه شورش كنند چند روز بعد از رفتن موسى بيك سفراء خارجه متفقا رفتند بعمارت سلطنتى و اصرار كردند كه بايد ثانيا موسى بيك محاكمه شود امر صورت اهميت را حاصل نمود سابقه اعمال او را قونسولها تصديق كردند و بسلطان رسانيدند كه عدليه اظهار غرض كرده است بالاخره سلطان عبد الحميد تلگراف كرد كه موسى بيك را در بحريه مأخوذ و روانه داشتند پس از محاكمه محكوم شد بنفى ابدى كه در مكه متوقف و محبوس باشد اگرچه شهود برى الذمه و ارامنه از سلطان راضى شدند ليكن كميته‌ها و مجامع سرى برقرار بود و شروع ببعض اقدامات كه مقدمهء شورش بود شد پس از چند روز پرنس داديان از اطريش مراجعت به اسلامبول كرد بحرى پاشا بسلطان عرض كرد كه محرك شورش ارامنه پرنس داديان است و دليل او همان راپرتى است كه ششماه قبل داد كه اگر سلطان عدالت نكند ارامنه شورش خواهند نمود . پرنس داديان يك روز برحسب عادت كه به بابعالى ميرفت بقراول‌خانهء حسام پاشا مستحفظ و